ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

135

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو كنانة قرشى گويد يزيد بن هارون ، از زياد بن ابى زياد جصّاص از گفتهء خود ابو كنانه قرشى ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر همراه ابو موسى اشعرى براى مغيرة بن شعبه نوشت كه خبرى دربارهء تو به من رسيده است كه اگر پيش از آن مرده بودى براى تو بهتر بود . گويد : عمر همچنين براى ابو موسى نوشت نام كسانى را كه قرآن مىخوانند - آشكارا قرآن مىخوانند يا ظاهر آن را مىخوانند - براى من بنويس . قيس بن عباد قيسى گويد وكيع بن جرّاح و عبد الصمد بن عبد الوارث بن سعيد هر دو ، از اياس بن دغفل ، از عبد الله بن قيس بن عباد ما را خبر دادند كه مىگفته است * پدرش وصيت كرده و گفته است مرا در همين برد استوار و محكم خودم كفن كنيد . عباى سپيدم را كه در آن نماز مىخواندم بر روى تابوتم بگستريد و چون مرا در گورم نهاديد آن بخش بدنم را كه روى خاك قرار مىگيرد برهنه كنيد ، كفنش را پاره كنيد آن چنان كه بر زمين بچسبد - لابد يعنى فقط شانه و پهلوى راست ! ؟ . گويد : قيس محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . هرم بن حيّان عبدى محدثى مورد اعتماد و اهل فضيلت و پارسا بوده است و حسن بصرى از او روايت كرده است . گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از هشام ، از حسن بصرى ، از هرم بن حيّان ما را خبر داد كه مىگفته است * از روزگارى كه جوانان سركش و پيران آزمند و مرگهايشان فرا مىرسد به خدا پناه مىبرم . به هرم مىگفتند ما را اندرزى بده و سفارشى كن . مىگفت : شما را به خواندن و توجه كردن به آيات آخر سوره بقره سفارش مىكنم . گويد فضل بن دكين ، از سيف بن هارون برجمى ، از منصور بن مسلم بن شاپور ما را